خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۱۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من که خاقانیم نموداری مختصر دیدهام ز طالع خویش گرچه هر کوکب سعادت بخش برگذر دیدهام ز طالع خویش بیت اولاد و بیت اخوان را بسته در دیدهام ز طالع خویش لیکن از هشتم و ششم خود را کم ضرر دیدهام ز طالع خویش بس که بیت الحیات را ز نخست شیر نر دیدهام ز طالع خویش باز وقت ظفر به بیتالمال سگتر دیدهام ز طالع خویش سر خر کو به خواب در بخت است دورتر دیدهام ز طالع خویش پس به بیداری آزمایش را دم خر دیدهام ز طالع خویش هست صد عیب طالعم را لیک یک هنر دیدهام ز طالع خویش که نماند دراز دشمن من من اثر دیدهام ز طالع خویش بر کس آزار من مبارک نیست اینقدر دیدهام ز طالع خویش