خاطره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(طِ رِ) [ ع. ] (اِ.) ضمیر، اندیشه و خیال، یادبود، یادگار، آن چه بر کسی گذشته و اثرش در ذهن مانده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(طِ رِ) [ ع. ] (اِ.) ضمیر، اندیشه و خیال، یادبود، یادگار، آن چه بر کسی گذشته و اثرش در ذهن مانده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاطره . [ طِ رَ / رِ ] (از ع، اِ) اموری که بر شخص گذشته باشد و آثاری از آن در ذهن شخص مانده باشد. گذشته های آدمی . ◄ وقایع گذشته که شخص آن را دیده یا شنیده است . دیده های گذشته یا شنیده های گذشته .ج، خواطر، خاطره ها، خاطرات . ◄ یادگار. ♦ خاطره نویس ؛ افرادی که خاطرات افراد بزرگ تاریخ زمان خود را می نویسند. ♦ خاطره نویسی ؛ عمل ثبت خاطرات .
مترادف و متضاد واژهدان
حافظه، ذهن، یاد یادبود، یادگار
واژگان فارسی سره واژهدان
یادنامه، یادمان، یادگار، یادبود، یاد بود
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه