خارکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خارکو. (اِخ ) جزیره ای است در ده هزارگزی شمال جزیره ٔ خارک بطول ٤/٥ هزار گز و عرض آن ٧٠٠ گز و خالی از سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
خارکو. (اِخ ) دهی است از دهستان بن معلا بخش شوش شهرستان دزفول واقع در ١٩ هزارگزی شمال باختری شوش و ٢ هزارگزی باختری راه شوسه ٔ اهواز بدزفول ناحیه ای است گرمسیری و مالاریائی دارای ٢٥٠ تن سکنه و مذهبشان شیعه و زبانشان لری آب آنجا از رودخانه ٔ کرخه و محصولات غلات و برنج و کنجد، شغل اهالی زراعت و راه در تابستان اتومبیل رو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
خارکو. (اِخ ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در ٣٣ هزارگزی شمال کرمان سر راه مالروکرمان به حرجند محلی است کوهستانی و سردسیر دارای ٥٢ تن سکنه و مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است آب آنجا از قنات و محصولات غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).