خارم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خارم . [ رِ ] (ع ص ) شکافنده ٔ پره بینی و برنده . (آنندراج ) (غیاث اللغة). ◄ مفسد و شریر. (آنندراج ) (غیاث اللغة). ◄ ترک کننده . (منتهی الارب ).
خارم . [ رِ ] (ع ص ) سرد. ◄ باد سرد. (منتهی الارب ). ج، خوارم .
خارم . [ رِ ] (اِ) تیری که یک تکه از هدف را بکند. (دکری ج ١ ص ٦٠٤).