خارج شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره.)<BR>۲- ترک کردن (اداره، موسسه و غیره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره.) ۲- ترک کردن (اداره، موسسه و غیره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خارج شدن . [ رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بیرون رفتن . بیرون آمدن . برون آمدن .
مترادف و متضاد واژهدان
بیرونرفتن درآمدن دررفتن، رانده شدن اوت شدن ترک کردن فراتر رفتن، تجاوز کردن نشت کردن بیرون زدن
فرهنگ طیفی واژهدان
تراوش کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
فابیرون شدن، فراجستن، فابیرون شدن، در شدن، بیرون شدن