خار نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خار نهادن . [ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) جفا کردن . (آنندراج ) (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ) : عارض او در نکوئی خار بر گل می نهد قامت او در شمائل تاب عرعر می دهد. مجیرالدین بیلقانی (از آنندراج ). ◄ نافرمانی کردن . (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ).