حیدر کرهرودی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حیدر کرهرودی . [ ح َدَرِ ] (اِخ ) میر حیدر کرهرودی، ولد میر علاءالدین منصور از شاعران است . جوانی بسیار قابل است و همت و سخاوتش شهرت دارد. خط خوب مینویسد و شعر خوب میگوید. این ابیات او راست : از شکاف سینه گفتم حال دل را بنگرم نیم بسمل طایری دیدم که در خون می طپد. چند از نوید آمدنت بیخبر شوم یک بار بی خبر ز در خانه ام درآ. رجوع به تذکره ٔ مجمع الخواص ص ٨٣ شود.