حیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حیال . (ع اِ) رشته ای که میان هر دو تنگ شتر بندند تا تنگی که جانب ران میباشد بر غلاف نره ٔ شتر نیفتد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). ◄ دو بازوی چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ مقابل . (منتهی الارب ). رویاروی چیزی . (آنندراج ): قعد حیاله و بحیاله ؛نشست مقابل وی . (منتهی الارب ). مقابل و روبروی هر چیز. (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) آبستن نشدن ناقه بعد از گشن دادن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و کذلک النخل . (منتهی الارب ). ◄ بار دادن خرما در یک سال و بار ندادن در سال دیگر. (اقرب الموارد). رجوع به حوول و حول شود. ◄ (ص ) ج ِ حائل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به حائل شود.