حکیم نزاری | دستورنامه | بخش ۳۲ - می، سلطان بیدادگر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مکن اعتمادای پسر بر شراب ز سلطان بیدادگر اجتناب میار بشنوی این نصیحت زمن عجب پهلوانیست لشکر شکن نماید گه تاختن اندکی پراکنده از هر طرف یک یکی تو پس گیره او کنی بیدرنگ برو تازی و او نهاستد به جنگ هزیمت کند تا تو خیره شوی تو خود بر عقب خیره روی کمین کرده باشد سواری هزار همه امتحان کرده کارزار چوپیش کمین گه رسی ناگهان همه راست گیرند بر تو عنان چو نخجیرت اندر میان آورند ازین سو کشندت وزان سو برند بترس از کمین کردگان زینهار حذر کردن از خصم واجب شمار