حکاکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) حک کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) حک کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حکاکی . [ ح َک ْ کا ] (حامص ) شغل حکاک . سوده گری . مهره سائی . نگین سائی . مهرکنی . ◄ (اِ) دکان حکاک .
مترادف و متضاد واژهدان
کندهکاری مهرسازی، نگینسازی