فرهنگ لغت

حک کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حک کردن . [ ح َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) محو کردن . سودن : عارفان خال سویدا را ز دل حک میکنند اینقدر ای ساده دل نقش و نگار خانه چیست . صائب .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حک کردن | فرهنگ لغت