حومانة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حومانة. [ ح َ ن َ ] (ع اِ) جای درشت که نیک بلند نباشد. ج، حومان، حوامین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : بحومانة الدراج فالمتثلم . زهیر (از منتهی الارب ). ◄ گیاهی است . (منتهی الارب ). رستنیی باشد قد آن یک گز و شاخه های آن باریک و سیاه و گل آنرا فرفیزی خوانند گزندگی جانوران را نافعست، گویند عربی است . (برهان ) (آنندراج ).ابن بیطار نام آنرا در کلمه ٔ ذو ثلاث ورقات [ سه برگیها ] آورده ولکلرک آنرا «پسورال ِ آ» ترجمه کرده است . (ابن بیطار). اطریفل . (ضریر انطاکی ). طریفلن .