حولوحوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حول و حوش . [ ح َ / حُو ل ُ ح َ / حُو ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب )پیرامون . پیرامن . اطراف . گرداگرد. دور. دور و بر.
مترادف و متضاد واژهدان
اطراف، پیرامون، حوالی، گرداگرد، اکناف، پیرامون، جوانب، دوروبر، نزدیک درباره، درمورد، راجع
واژگان فارسی سره واژهدان
دور و بر، پیرامون
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی