حولیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حولیات . [ ح َ لی یا ] (ع اِ) ج ِ حولی . (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ حولیة. بقصائدی گفته میشود که در نظم و تهذیب و تنقیح و اظهار آن یک سال گذشته باشد. (از اقرب الموارد). ♦ حولیات زهیر ؛ بهمین معنی گفته می شود. (از اقرب الموارد). قصائد زهیربن ابی سلمی را حولیات نامند چه گویند او بچهار ماه قصیده ای میگفت و بچهار ماه در تنقیح و تهذیب آن رنج میبرد و چهار ماه دیگر آنرا بعلماء قبیله ٔ خود عرضه میکرد و نیز گویند او به یک ماه قصیده ای میساخت و یازده ماه به تهذیب و تنقیح آن میپرداخت . (یادداشت مرحوم دهخدا).
حولیات . [ ح َ ل َ ] (ع ص، اِ) ج ِ حَولی ̍. (اقرب الموارد). رجوع به حولی ̍ شود.