حولة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حولة. [ ل َ ] (ع اِ) شگفت . (منتهی الارب ). عجب .(اقرب الموارد). ج، حول : هذا من حولةالدهر؛ این از عجایب روزگار است . (از منتهی الارب ). و به این معنی سه لغت دیگر نیز آمده حولانه (و در اقرب الموارد حَولان )، حَوِلَه و حولانه بضم حاء. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ امر منکر و زشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (ص ) رجل حولة؛ مرد سخت حیله گر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
حولة. [ ح َ ل َ ] (ع اِ) حلیة.(منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) توانایی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ حذاقت و جودت نظر. ◄ تحول و انقلاب . حالی بحالی شدن . ◄ بر پشت اسب قرار گرفتن . (اقرب الموارد).
حولة. [ ح ُ وَ ل َ ] (ع ص ) سخت حیله گر. (از منتهی الارب ): رجل حولة.