حوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوشی . [ شی ی ] (ع ص ) مرد ناآمیزگار. (اقرب الموارد) (آنندراج ). مردی که با مردم آمیزش نکند. (اقرب الموارد). وحشی . ◄ شب تاریک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ رمنده از شتران و غیر آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وحشی و رمنده . (اقرب الموارد). ♦ حوشی الکلام ؛ غامض و غریب سخن . (منتهی الارب ). کلام وحشی و غریب . (اقرب الموارد) (آنندراج ).