حوشب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوشب . [ ح َ ش َ ] (ع اِ) خرگوش . ◄ گوساله . ◄ روباه نر. ◄ ستور تهیگاه درآمده و برآمده، از لغات اضداد است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ شکال گاه دست و پای ستور. (منتهی الارب ). شکالگاه . (السامی فی الاسامی ) (آنندراج ). ◄ استخوانی که در جانب درونی سم باشد میان عصب و وظیف یا استخوان خرد مانند سلاما که میان سر ساق و سم اسب است و یا استخوان پیوند سردست . ◄ جماعت و گروه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بزرگ شکم . ج، حواشب . (مهذب الاسماء).