حنو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنو. [ ح َن ْوْ ] (ع مص ) کج کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خم دادن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ کوژ کردن پشت را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ پیچیدن دست را و دو تا کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ ساختن کمان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ شفقت کردن . (منتهی الارب ). مهربانی کردن . ◄ پیر کردن : حناه الدهر؛ پیر کرد او روزگار. (ناظم الاطباء).
حنو. [ ح ِ ] (ع اِمص ) کژی . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) جانب . (اقرب الموارد). جانب هر چیزی . (ناظم الاطباء). ♦ حنو سرج ؛ اسم است برای هر دو قربوس مقدم و مؤخر. (اقرب الموارد). ◄ نباتی است . (منتهی الارب ). نام گیاهی است . (ناظم الاطباء).
حنو. [ ح َن ْوْ / ح ِن ْوْ ] (ع اِ) خم دار و کج از هر چیزی خواه از بدن آدمی مانند استخوانهای ابرو و ریش و پهلو و خواه از غیر آن مانند پشته ٔ زمین و ریگ توده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ هر چوب کج که در پالان خرد یا در پالان بزرگ است . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چوب زین و پالان . ◄ کوهه ٔ زین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ جانب چیزی . (منتهی الارب ).