حنون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنون . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حنین .جمادی الاولی و الاخره . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ ج ِ حِنین . (ناظم الاطباء). رجوع به حنین شود.
حنون . [ ح َن ْ نو ] (ع اِ) گل حنا یا شکوفه از هر درخت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
حنون . [ ح َ ] (ع اِ) باد که از وی آواز آید مانند حنین شتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). باد بانگ کن . (مهذب الاسماء). باد سخت آوازکننده . ◄ کمان بانگ آور. (ناظم الاطباء). ◄ زن کودک دار که شوهر کند تا زوج بمهمات اولادش قیام نماید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) مهربان . (اقرب الموارد).