حنفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنفی . [ ح َ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به حنیفة. نسبتی است به بنی حنیفة. (الانساب ). ♦ تیغ حنفی ؛ منسوب به صخر ابوبحر احنف بن قیس یکی از تابعین است : رزبان گفت من این مخرقه باور نکنم تا به تیغ حنفی گردن هر یک نزنم . منوچهری . رجوع به حنفیه شود. ◄ منسوب به ابوحنیفه . پیرو ابوحنیفه . اهل رأی . عراقی . مقلد امام ابوحنیفه ٔ کوفی . (آنندراج ). ◄ یکی از مذاهب اربعه ٔ اهل سنت و جماعت منسوب به امام اعظم ابوحنیفة رحمةاﷲ. (ناظم الاطباء).