حنظلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنظلة. [ ح َ ظَ ل َ ] (اِخ ) (بنو...) بطنی است از بطون بنی تمیم و آنان بنوحنظلةبن مالک بن زید مناةبن تمیم هستند. جوهری گوید: آنان بزرگترین قبیله ٔ تمیم اند. (صبح الاعشی ج ١ ص ٣٤٧).
حنظلة. [ ح َ ظَ ل َ ] (اِخ ) ابن ربیع، مکنی به ابوربعی . یکی از اصحاب و بحنظلة الاسیدی معروف و از جمله کاتبهای آن حضرت بود. سپس در قرقیسا سکونت گزید و در همانجا درگذشت . وی در وقعه ٔ جمل با حضرت علی (ع ) مخالفت ورزید.
حنظلة. [ ح َ ظَ ل َ ] (ع اِ) یکی حنظل . (منتهی الارب )(اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به حنظل شود.