حندم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حندم . [ ح َ دَ ] (ع اِ) درختی است که بیخ های آن سرخ باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). یکی آن حندمة است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حندم . [ ح َ دَ ] (ع اِ) درختی است که بیخ های آن سرخ باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). یکی آن حندمة است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).