حندقوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حندقوق . [ ح َ / ح ِ دَ ] (ع اِ) حَندَقوقی ̍. حَندَقَوقی ̍. نباتی است که آنرا ذرق گویند. (منتهی الارب ). این کلمه نبطی معرب است و بعربی ذُرَق گویند. (اقرب الموارد). و بفارسی اسپست دشتی است . (منتهی الارب ). اندقوقو است و آن دوایی است بوستانی و صحرائی، بوستانی آنرا بیونانی طریفلن و صحرائی آنرا بوطوس اعریوس گویندو آن نوعی از سپست باشد و بفارسی دیو اسپست خوانند.(آنندراج ) (برهان ). ◄ مرد دراز مضطرب و احمق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).