حنجور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنجور. [ ح ُ ] (ع اِ) جامه دان خرد. ◄ نوعی از شیشه که در آن ذرور نگاه دارند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نای گلو. خشک نای . ج، حناجر. (منتهی الارب )(مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). رجوع به حنجود شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنجور. [ ح ُ ] (ع اِ) جامه دان خرد. ◄ نوعی از شیشه که در آن ذرور نگاه دارند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نای گلو. خشک نای . ج، حناجر. (منتهی الارب )(مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). رجوع به حنجود شود.