حناط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حناط. [ ح ِ ] (ع اِ) بوی خوش برای مردگان . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). هر بوی خوش که به کفن و جسد مردگان زنند. (اقرب الموارد).
حناط. [ ح َن ْ نا ] (ع ص ) گندم فروش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (دهار). ج، حناطون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ حنوطفروش . (منتهی الارب ). خوشبوفروش . (غیاث ). خوشبوی فروش برای مردگان . ج، حناطون . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ آنکه جسد مرده را حنوط کند. (فرهنگ فارسی معین ).