حمیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- خویشاوند، نزدیک.<BR>۲- دوست، صدیق. ج. احماء.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدوست، شفیق، مهربان، یارخویش، خویشاوند، قریب، قوم، وابستهگرم، صمیمواژه قبلی: حمیراءواژه بعدی: حمیه