حموطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حموطل . [ ] (اِخ ) (بمعنی منسوب به شبنم ) و اودختر ارمیا است ازلبنه و یوشیا وی را تزویج نمود و یهوآحاز و صدقیا از او بوجود آمدند. (٢ پادشاهان ٢٣ : ٣١ و در ٢ پادشاهان ٢٤ : ١٨) (قاموس کتاب مقدس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حموطل . [ ] (اِخ ) (بمعنی منسوب به شبنم ) و اودختر ارمیا است ازلبنه و یوشیا وی را تزویج نمود و یهوآحاز و صدقیا از او بوجود آمدند. (٢ پادشاهان ٢٣ : ٣١ و در ٢ پادشاهان ٢٤ : ١٨) (قاموس کتاب مقدس ).