حموض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حموض . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حَمض . رجوع به حمض شود. ◄ (مص ) شور گیاه خوردن شتران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شوره خوردن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ مکروه داشتن چیزی را. ◄ آرزوی چیزی کردن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حموض . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حَمض . رجوع به حمض شود. ◄ (مص ) شور گیاه خوردن شتران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شوره خوردن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ مکروه داشتن چیزی را. ◄ آرزوی چیزی کردن . (منتهی الارب ).