حمو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمؤ. [ ح َم ْءْ ] (ع اِ) پدر شوی وخویشاوند شوهر. ◄ گرما. (منتهی الارب ). ♦ حموءالشمس ؛ گرمای آفتاب . (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
حمو. [ ح ُ موو ] (ع مص ) سخت گرم شدن . (منتهی الارب ). سخت گرم و سوزان شدن آفتاب . (آنندراج ). ♦ حمو فرس ؛ گرم شدن و عرق کردن اسب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ خشمگین شدن . (اقرب الموارد).
حمو. [ ح َ ] (ع اِ) بر وزن ابو، خویشاوند شوی و زوجه چون پدر و برادر و غیره . حما. حم . (منتهی الارب ). پدر شوهر و خویشاوند شوهر و پدر زن و برادر زن و عم وی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). رجوع به حما و حم شود.