حمایت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمایت .[ ح ِ ی َ ] (ع اِمص ) حمایة. نگاهبانی . پناه . پشتی . برنایشتی . هویه . دستگیری . حفاظت . یاری . نصرت . اعانت . تقویت . (ناظم الاطباء). هواداری . طرفداری . نگاهداشت . نگاهداری . پشتی . (یادداشت مرحوم دهخدا) : تو داوری و ما همه مظلوم روزگار مظلوم در حمایت داور نکوتر است . خاقانی . در حرم دین بحمایت گریز تا رهی از کشمکش رستخیز. نظامی . من در پناه لطف تو خواهم گریختن فردا که هر کسی رود اندر حمایتی . سعدی . ♦ حمایت دادن ؛ پناه دادن و دستگیری کردن و برنایشتی نمودن و یاری دادن . (ناظم الاطباء). ♦ حمایت شکستن : اندر حمایتی تو ز پیغمبر خدای مشکن حمایتش که بزرگست حشمتش . ناصرخسرو. ♦ حمایت کردن ؛ پشتی کردن و دستگیری نمودن و برنایشتی کردن و حفظ کردن و یاری کردن و اعانت نمودن و تقویت کردن . (ناظم الاطباء) : زیان رسیده را تفقد فرماید و حمایت کند. (گلستان ). که همت پارسایان و دولت و ملک را حمایت کند. (مجالس سعدی ). ♦ حمایت گر ؛ حمایت کننده . حامی . (از آنندراج ). نگاهبان . نگهبان . (آنندراج ). حارس .حافظ. (ناظم الاطباء) : و تن همچون حصار و طبیب همچون حمایت گری مر این حصار را. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). چونکه نسیم توحمایت گر است شعله ٔ بستان ارم خوشتر است . میرداماد در مطلع الانوار (از آنندراج ). ۩ معاون . معین . دستگیر. (ناظم الاطباء). رجوع به حمایة شود.