حمامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمامی . [ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد. کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
حمامی . [ح َم ْ ما ] (ص نسبی، اِ) منسوب به حمام . گرمابه بان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حافظ حمام . (اقرب الموارد). گرمابه دار. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ صاحب حمام . (از اقرب الموارد). ◄ حقوقی که گرمابه دار ده و قریه را دهند. (فرهنگ فارسی معین ).