حمامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمامة. [ ح َ م َ] (ع ص، اِ) یکی حمام . و آن کبوتر و هر مرغ طوق دار است و مذکر و مؤنث در حمامه یکسان است مانند حیة. رجوع به حمام شود. ◄ میانه ٔ سینه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ زن جمیله . (منتهی الارب ). زن قشنگ و زیبا. (از اقرب الموارد). ◄ برگزیده از شتران و گوسپندان . (منتهی الارب ). خیار مال . (از اقرب الموارد). ◄ پینه ٔسینه ٔ شتر. (منتهی الارب ). سعدانه ٔ شتر. (از اقرب الموارد). ◄ ساحت پاکیزه ٔ کوشک . (منتهی الارب ). ساحت پاکیزه ٔ قصر. (از اقرب الموارد). ◄ چرخ دلو. ◄ حلقه ٔ در. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ و الحمامة من الفرس ؛القص . (منتهی الارب ). قص الفرس . (از اقرب الموارد).
حمامه . [ ] (اِخ ) نام یک قصبه و اسکله ای است در ساحل شرقی تونس و ٣٠٠٠ تن نفوس دارد. روغن زیتون و گندم از این محل صادر میشود. یک سور گرداگرد وی را فراگرفته در بیرون سور باغها و بستانهای دلگشا و باصفا دارد ونیز بناهای عالی در آن مشاهده میگردد و خرابه های یک شهر قدیم در حومه های آن یافت شود. (قاموس الاعلام ).