حماسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ س) [ ع. حماسة ]<BR>۱- (مص ل.) دلیری کردن. شجاعت نمودن.<BR>۲- (اِ.) شعر رزمی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ س) [ ع. حماسه ] ۱- (مص ل.) دلیری کردن. شجاعت نمودن. ۲- (اِ.) شعر رزمی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حماسة. [ ح َ س َ ] (ع اِمص ) دلاوری و دلیری . (ناظم الاطباء). دلاوری . (منتهی الارب ). شجاعت . (اقرب الموارد). ♦ حماسه خوانی کردن ؛ اشعار رزمی و هیجان انگیز خواندن . ♦ حماسه سرا ؛ کسی که اشعار حماسی و رزمی سراید. ♦ حماسه سرایی ؛ سرودن نوعی اشعار رزمی . ◄ شدت و سختی در کار. (اقرب الموارد). ◄ (مص ) دلیر شدن . ◄ سخت شدن . (المصادر زوزنی ).
مترادف و متضاد واژهدان
دلاوری، شجاعت رجز شعرحماسی، شعررزمی، رزمنامه
واژگان فارسی سره واژهدان
رزمی، دلیری، دلاوری، پهلوانی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه