حماد راویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حماد راویه . [ ح َم ْ ما ی َ ] (اِخ ) ابن میسرة الشیبانی، مکنی به ابوالقاسم . یکی از مشاهیر ادبا بود و بسیاری از اشعار عرب را از بر میدانست و از این رو بلقب راویه شهرت یافت . در عصر اموی و عباسی میزیسته و در ١٦٥ هَ . ق . درگذشت . صاحب معجم الادباء گوید: هیثم بن عدی گفت : مردی را داناتر بکلام عرب از حماد ندیدم . اصمعی گفت : حماد داناترین مردم بود هرگاه بر شعر نمیافزود یا از آن نمیکاست چه وی متهم بود به اینکه شعر میگوید وبشعرای عرب میبندد. ابوجعفر احمدبن نحاس ذکر کند که حماد آنکس است که سبعه ٔ طوال گرد کرد و آنچه مردم گویند که آنها بخانه ٔ کعبه آویزان بود اثبات نشده . (ابن خلکان ). و رجوع به العقد الفرید ج ٢ ص ١٤٩ و ج ٥ ص ٢٢١ و ج ٦ ص ١٢٢، ١٥٧، ١٧٨ و ج ٨ ص ٥٤، ١٥٨، ١٧٨ و موشح ص ١٧٧، ١٩٥، ٢٣٨ و البیان و التبیین ج ١ ص ٣٢٠، ١٢٠، ١٦، و ج ٢ ص ٢٢٠، ٢٠٣، ١٢٩ و سیره ٔ عمربن عبدالعزیز شود.