حلیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلیل . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ ممزائی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ).
حلیل . [ ح َ ] (ع اِ) شوی . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ). زوج . شوهر. ◄ زن . (ترجمان عادل بن علی ) (منتهی الارب ). زوجه . حلیلة. ◄ (ص ) هم منزل . مرد هم منزل . همسایه . ◄ حلال . نقیض ِ حرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ).