حلال کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- جایز شمردن.<BR>۲- بخشودن، گذشت کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطجایزشمردن، مباح کردنبخشودن، عفو کردن، درگذشتنذبح شرعی کردنواژه قبلی: حلال زادهواژه بعدی: حلاوت