حلال کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- جایز شمردن.<BR>۲- بخشودن، گذشت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- جایز شمردن. ۲- بخشودن، گذشت کردن.
مترادف و متضاد واژهدان
جایزشمردن، مباح کردن بخشودن، عفو کردن، درگذشتن ذبح شرعی کردن روا دانستن