فرهنگ لغت

حل شدن

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گشوده شدن، چاره جویی شدن، پاسخ یافتن، پاسخ داده شدن، آب شدن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حل شدن | فرهنگ لغت