فرهنگ لغت

حق

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

هوده، هده، هده، هستو، سزا، روا، راست و درست، راست، درست، داد

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حق | فرهنگ لغت