فرهنگ لغت

حق

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آفریدگار، الله، باریتعالی، پروردگار، خدا حقیقت، راستی، صدق، واقع درست، راست، روا، واقعی انصاف، عدل، قسط، منصفت، داد عادلانه سزا، نصیب (متضاد: خطا، ناحق) بهره، مزد ملک، مال، حقوق سزاوار، بایسته سزاواری، شایس

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حق | فرهنگ لغت