فرهنگ لغت

حق

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(حَ قّ) [ ع. ] ۱- (ص.) راست، درست. ۲- (اِ.)راستی، درستی. ۳- عدل، انصاف. ۴- نصیب، بهره. ۵- ملک و مال.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حق | فرهنگ لغت