حقیر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقیرشدن . [ ح َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کوچک و خرد و محقر گردیدن . مهانت . خوار شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
کوچک شدن، خوار شدن، پست شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقیرشدن . [ ح َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کوچک و خرد و محقر گردیدن . مهانت . خوار شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
کوچک شدن، خوار شدن، پست شدن