حقایق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ یِ) [ ع. حقائق ] (اِ.) جِ حقیقت ؛ نصیب، بهره.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ یِ) [ ع. حقائق ] (اِ.) جِ حقیقت ؛ نصیب، بهره.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقایق . [ ح َ ی ِ] (ع اِ) ج ِ حقیقت . (از اقرب الموارد). حقیقتها. درستی ها. راستی ها. ◄ ج ِ حُقُق و حقق جمع است حِق ّ را. پس حقایق جمعالجمع حِق است . (منتهی الارب ). ◄ در عبارت ذیل ظاهراً حقایق را جمع حُق ّالجحر فی الارض آورده است : از تیغ مردان حقایق زمین رنگ شقایق گرفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ♦ حَقایق الاَسماء ؛ هی تعینات الذات و نسبها. الا انها صفات تمیز بها انسان بعضها عن بعض . (کشاف اصطلاحات الفنون از تعریفات ). رجوع به تعریفات جرجانی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی