حق ده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حق ده . [ ح َ دِه ْ ](نف مرکب ) آنکه حق کسان را بدیشان دهد : همواره پادشاه جهان بادا آن حق شناس حق ده حرمت دان . فرخی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حق ده . [ ح َ دِه ْ ](نف مرکب ) آنکه حق کسان را بدیشان دهد : همواره پادشاه جهان بادا آن حق شناس حق ده حرمت دان . فرخی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی