فرهنگ لغت

حفظ

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

صیانت، محارست، محافظت، نگهداری پشتیبانی، حمایت ازبر کردن، به‌خاطر سپردن (متضاد: فراموش کردن، ذهول) بر به‌خاطرسپاری ضبط پاس یاد، ذهن، خاطر حافظه

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حفظ | فرهنگ لغت