حطمیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حطمیة. [ ح ُ طَ می ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به بطن حطمةبن محارب از قبیله ٔ عبدالقیس . ♦ دروع حطمیة ؛ زره ها که مردم این بطن می کرده اند. یا زره شمشیرشکن یا زره پهن و گران . و منه حدیث زواج فاطمة(ع ) انه قال لعلی بن ابیطالب : این درعک الحطمیة. ج، حطمیات . (منتهی الارب ).
حطمیة. [ح ُ طَ می ی َ ] (اِخ ) قریه ای به یک فرسنگی شرق بغداد از نواحی خالص . منسوب به سری بن الحطم یکی از قواد.