حطام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حُ) [ ع. ] (اِ.) ریزة گیاه خشک، پاره و شکسته از چیزی خشک.<br>مترادفها و واژههای مرتبطمال اندکخردهها، ریزههامال، ثروت، داراییواژه قبلی: حطواژه بعدی: حطب