حضر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حضر. [ ح ُ ] (ع اِ) تک اسب . دویدن اسب . (آنندراج ). شتاب اسب در تک . (از مهذب الاسماء). ج، احضار: جمز؛ نوعی از رفتار بشتاب که کم از حضر و فوق از عنق باشد. (منتهی الارب ).
حضر. [ ح َ ض َ ] (ع فعل ) (ما...) رجوع به ماحضر شود.
حضر. [ ح َ ض َ ] (اِخ ) مخفف حضرموت است . (غیاث از شرح خاقانی ) (آنندراج ).