حضارت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حضارت . [ ح َ رَ ] (ع مص ) حاضر آمدن . ◄ حاضر کردن . ◄ مقیم شدن بشهر. مقیم بودن به حضر. اقامت کردن . مقابل بداوت .
حضارت . [ ح ِ / ح َ رَ ] (ع اِ) شهر. حضر. ◄ (اِمص ) اقامت در شهر. (آنندراج ). مقیم بودن . به حضر اقامت کردن . مقابل بداوت . شهرنشینی . رجوع به حضارة شود.