حصین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حصین . [ ح ُ ص َ ] (اِخ ) شهری بر نهر خابور. و قبر ابوبکر حصین در آنجاست . (معجم البلدان ).
حصین . [ ح ُ ص َ ] (اِخ ) ابن حذیفة فزاری . ممدوح زهیربن ابی سلمی مزنی بوده است . (حاشیه ٔ البیان و التبیین ج ١ ص ١٠٤).
حصین . [ ح ُ ص َ ] (اِخ ) ابن مالک بن ابی عوف بجلی . سرداربجلیان در جنگ قادسیه بود. (الاصابة ج ٢ ص ٢٠ و ٦٢).